آرادآراد، تا این لحظه: 17 سال و 8 ماه و 1 روز سن داره

آراد قلب مامانی

دلتنگی

1390/7/24 1:19
176 بازدید
اشتراک گذاری

با شروع سال جدید دانشگاه بابا هم اغاز به کار کرد و بابایی مجددا دانشجو شد حالا بابایی تو هفته ٣ روز ما رو تنها میذاره و میره تنکابن.

هفته اول که رفت وقتی برگشت از اراد پرسید  : پسرم دلت برا بابایی تنگ شد؟

اراد : نه  تنگ نشد

ایندفعه بابایی  میگه میدونم دلت برا بابا تنگ شده بود؟

اراد :به خدا بابا دلم برات تنگ نشد!!!!!!!!!!!!  با حاجی بابا بازی کردم تنگ نشد

 

حالا هفته دوم

 

بابایی صبح میخواد بره تنکابن شب کلی با اراد بازی میکنه  وسطای بازی بابا ازش میپرسه بابا بره دانشگاه دلت برام تنگ میشه؟؟؟؟

اراد : نه

حالا بابایی میگه اگه دلت برام تنگ شد بابا برات سک سک میخره ها   !!!!!

حالا بابایی برگشته  اراد تا بابا رو میبینه ازش پرسید : بابا برام سک سک خریدی؟؟؟؟

این یعنی چی؟؟؟؟   هان؟؟؟؟(اینم قیافه باباییه )

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

نازنین نرگس نفس مامان
25 مهر 90 23:26
عجب پس آرادجون از اون تیپاس که حسابی خودشون رو میگیرن آفرین پسرم توی این دوره زمونه درست ترین کار همینه ولی نه واسه مامان و باباراستی خانمی کامنتتون رو که خوندم واقعا خندیدم و از همه بیشتر خوشم اومد آخه با زبون دختر خودم بود صداش توی گوشم پیچید آخه کشیده میگه دوسم دارم ما هم شما و آراد جون رو دوسم دارم


اره خاله جون حسابي مغرور اونم واسه همه ما هم دوسم دارم شما رو
مامان یسنا
26 مهر 90 10:28
عجب پسر باهوشی خوب میدونه چیکار کنه! مرسی که به سوالم جواب دادین.با اجازه لینکتون میکنم
نگين
26 مهر 90 13:45
سلام نازبشي تو گل پسر مرسي كه بهم سر زدين و با حضور و اظهار نظر قشنگتون وبم رو مزين كردين. مواظب خودتون و آراد جون باشين و با آرزوي سلامتي براي شما و هم چنين باباي آراد جون توي دانشگاه و زندگي
مامان نیایش
26 مهر 90 15:31
ایشالا هیچ وقت دلتنگ نباشی برای آراد جون راستی از سایت ها هم خیلی استفده کردم ممنون